מזמור לאסף אך טוב לישראל אלהים-- לברי לבב | 1 |
مزمور آساف. براستی، خدا برای اسرائیل نیکوست یعنی برای آنانی که پاکدل هستند. |
ואני--כמעט נטוי (נטיו) רגלי כאין שפכה (שפכו) אשרי | 2 |
اما من نزدیک بود ایمانم را از دست بدهم و از راه راست گمراه شوم. |
כי-קנאתי בהוללים שלום רשעים אראה | 3 |
زیرا بر کامیابی بدکاران و شریران حسد بردم. |
כי אין חרצבות למותם ובריא אולם | 4 |
دیدم که در زندگی درد نمیکشند و بدنی قوی و سالم دارند. |
בעמל אנוש אינמו ועם-אדם לא ינגעו | 5 |
مانند سایرین در زحمت نمیافتند و هیچ گرفتاری ندارند؛ |
לכן ענקתמו גאוה יעטף-שית חמס למו | 6 |
در نتیجه با تکبر راه میروند و به مردم ظلم میکنند. |
יצא מחלב עינמו עברו משכיות לבב | 7 |
قلبشان مملو از خباثت است و از فکرشان شرارت تراوش میکند. |
ימיקו וידברו ברע עשק ממרום ידברו | 8 |
مردم را مسخره میکنند و حرفهای کثیف بر زبان میرانند. با غرور سخن میگویند و نقشههای شوم میکشند. |
שתו בשמים פיהם ולשונם תהלך בארץ | 9 |
به خدایی که در آسمان است کفر میگویند و به انسانی که بر زمین است فحاشی میکنند. |
לכן ישיב (ישוב) עמו הלם ומי מלא ימצו למו | 10 |
پس مردم گول زندگی پرناز و نعمت آنها را میخورند |
ואמרו איכה ידע-אל ויש דעה בעליון | 11 |
و میگویند: «خدای چگونه بداند؟ آیا آن متعال میداند بر این زمین چه میگذرد؟» |
הנה-אלה רשעים ושלוי עולם השגו-חיל | 12 |
به این مردم شرور نگاه کنید! ببینید چه زندگی راحتی دارند و چگونه به ثروت خود میافزایند. |
אך-ריק זכיתי לבבי וארחץ בנקיון כפי | 13 |
پس آیا من بیهوده خود را پاک نگه داشتهام و نگذاشتهام دستهایم به گناه آلوده شوند؟ |
ואהי נגוע כל-היום ותוכחתי לבקרים | 14 |
نتیجهای که هر روز از این کار عایدم میشود رنج و زحمت است. |
אם-אמרתי אספרה כמו הנה דור בניך בגדתי | 15 |
ولی اگر این فکرهایم را بر زبان میآوردم، جزو مردم خداشناس محسوب نمیشدم. |
ואחשבה לדעת זאת עמל היא (הוא) בעיני | 16 |
هر چه فکر کردم نتوانستم بفهمم که چرا بدکاران در زندگی کامیاب هستند؛ |
עד-אבוא אל-מקדשי-אל אבינה לאחריתם | 17 |
تا اینکه به خانهٔ خدا رفتم و در آنجا به عاقبت کار آنها پی بردم. |
אך בחלקות תשית למו הפלתם למשואות | 18 |
ای خدا، تو بدکاران را بر پرتگاههای لغزنده گذاشتهای تا بیفتند و نابود شوند. |
איך היו לשמה כרגע ספו תמו מן-בלהות | 19 |
آری، آنها ناگهان غافلگیر شده، از ترس قالب تهی خواهند کرد. |
כחלום מהקיץ-- אדני בעיר צלמם תבזה | 20 |
آنها مانند خوابی هستند که وقتی انسان بیدار میشود از ذهنش محو شده است؛ همچنین وقتی تو ای خداوند، برخیزی آنها محو و نابود خواهند شد! |
כי יתחמץ לבבי וכליותי אשתונן | 21 |
وقتی من به این حقیقت پی بردم، از خود شرمنده شدم! |
ואני-בער ולא אדע בהמות הייתי עמך | 22 |
من احمق و نادان بودم و نزد تو ای خدا، مانند حیوان بیشعور رفتار کردم! |
ואני תמיד עמך אחזת ביד-ימיני | 23 |
با این حال، تو هنوز هم مرا دوست داری و دست مرا در دست خود گرفتهای! |
בעצתך תנחני ואחר כבוד תקחני | 24 |
تو با رهنمودهایت مرا در زندگی هدایت خواهی کرد و در آخر مرا به حضور پرجلالت خواهی پذیرفت. |
מי-לי בשמים ועמך לא-חפצתי בארץ | 25 |
ای خدا، من تو را در آسمان دارم؛ این برای من کافی است و هیچ چیز دیگر بر زمین نمیخواهم. |
כלה שארי ולבבי צור-לבבי וחלקי--אלהים לעולם | 26 |
اگرچه فکر و بدنم ناتوان شوند، اما تو ای خدا، قوت و تکیهگاه همیشگی من هستی! |
כי-הנה רחקיך יאבדו הצמתה כל-זונה ממך | 27 |
خدا کسانی را که از او دور شوند و به او خیانت کنند، نابود خواهد کرد. |
ואני קרבת אלהים-- לי-טוב שתי באדני יהוה מחסי לספר כל-מלאכותיך | 28 |
اما من از اینکه نزدیک تو هستم لذت میبرم! ای خداوند، من به تو توکل نمودهام و تمام کارهایت را میستایم! |